چکیده حجیت نسبی، دیدگاهی کم و بیش نوپدید است که میکوشد دیدگاه حجیت مطلق روایات تفسیری را به دیدگاه عدم حجیت این دسته از روایات نزدیک سازد؛ گفتنی است در میان طرفداران هر دو دیدگاه صاحبنظران وزینی به چشم میخورند از جمله خویی، معرفت و فاضل لنکرانی برای دیدگاه حجیت مطلق و افرادی مانند طوسی، نائینی و طباطبایی برای دیدگاه دیگر. حجیت نسبی که در چهارچوب منطق فازی قابل توضیح است، ارزشگذاری میزان حجیت روایات تفسیری را به حجت (ارزشگذاری یک) و غیرحجت (ارزشگذاری صفر) محدود نمیکند بلکه پیوستاری از ارزشگذاری را در نظر میگیرد به نحوی که روایت میتواند در گسترهای بین صفر و یک از حجیتی نسبی برخوردار باشد. به این ترتیب حجم زیادی از روایات تفسیری نه کاملاً کنار گذاشته و نه کاملاً پذیرفته میشوند بلکه «تاحدی» مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. از این رو، این مقاله با روش توصیفیـتحلیلی به تبیین دیدگاه قائلان به حجیت نسبی از جمله محمدی ریشهری، مسعودی و مصباح یزدی میپردازد و با تشریح کاربرد منطق فازی بر زیربنای دیدگاه حجیت نسبی متمرکز میشود. به این ترتیب، مشاهده خواهد شد که دو دیدگاه به ظاهر کاملاً متقابل را میتوان در قالب یک دیدگاه سوم جمع کرد.